حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2489

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

از اين نظر او داراى عزمى راسخ و ثبات است : وقتى كه تراژان بمشرق آمد ، چنان كه ديديم ، ابهّت روم باندازه‌اى بود ، كه او باصطلاح نظاميها « يك گردش نظامى » ميكرد و در هيچ‌جا جدالى روى نميداد ، همه تسليم ميشدند يا طالب دوستى روم بودند و از ترس طوق بندگى را بيدرنگ بگردنشان ميآويختند . در چنين موقعى ، خسرو ايستاد و ابدا حاضر نشد ، داخل مذاكراتى با امپراطور روم شود ، يا كوچكى و فروتنى نسبت به او نشان دهد . اين نكته مهمّ است ، زيرا موقع او بسيار مشكل بود : در داخله مدّعيانى داشت ، كه فناى او را ميخواستند ، از خارج دولتى مانند روم ، كه در اينوقت باوج عظمتش رسيده بود ، به او حمله ميكرد و قشون خصم را قيصرى مانند تراژان ، كه يكى از قوىترين قياصره روم و سردارى قابل بشمار ميآمد ، فرمان ميداد . باوجود تمامى اين اوضاع خود را نباختن و در مقابل چنان دشمنى ايستادن كارى است بزرگ . سياستى ، كه او اتّخاذ كرد براى اين زمان دولت پارت فوق‌العاده مناسب بود . دولت پارت در انحطاط امرار وقت ميكرد و بر ضعفش همواره ميافزود . در اين احوال خسرو چاره نداشت ، جز اينكه در مقابل دشمن نيرومند مهاجم جنگ دفاعى پيش گيرد و دشمن را بداخلهء مملكت كشانيده از نيرويش بكاهد ، تا در موقع به او بتازد . در اين مورد روبرو شدن با تراژان در دشت نبرد يا نشستن در قلعه‌اى جز تباهى او و مملكتش نتيجه‌اى نداشت ، زيرا نه از پيش مطمئن بود و نه از پس . از پيش روميها او را تهديد ميكردند و از پس مدّعيان سلطنت . بنابراين نقشه‌اى ، كه او اختيار كرد ، بهترين نقشه بود و ، چنان كه گذشت ، از پرتو اين نقشه بالاخره او فائق آمد ، و سردارى را مانند تراژان مغلوب ساخت . روميها تمامى ايالات را تخليه كرده بپارتيها پس دادند و پس از آن صلحى بين دولتين برقرار شد ، كه تقريبا پنجاه سال پاينده بود . بنابر آنچه گفته شد ، دربارهء خسرو بايد عقيده داشت ، كه يكى از شاهان خوب ايران در دورهء اشكانى بوده . اين شاهى است عاقل و متين ، داراى عزم و حزم . او براى اين موقع ايران با استحقاق بر تخت آن نشست و توانست مملكتش را بىكم و كسر بجانشين خود تحويل بدهد .